سيد حسن آصف آگاه
141
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
باشد كه در روز يا در ماه يا در سال در رسد البته در سال در رسد و چنان تيزرود اين گناهها كه آب از بالاى نشيب رود و پس چون سر هزاره بود بسيارى آب و چشمهاى خشك شود و بسيارى كمتر شود و زمين بر كمتر دهد و تخم ، و حيوانها از ده هشت بكاهد و دو بيفزايد و آندو خرسندى نكند و بر درختان آفتهاى هوا خلل كنند و شكوفهاى كه بيرون آيد از صد نود بكاهد و آن ده كه بماند خرم و مزه و چاشنى ندارد ، و همهء مردم آزپرست شوند و خواستارى دين نباشد و باران به هنگام خويش نيايد و آنچه ( آيد ) خرفستر و حشرات آورد و ستوران كمتر زايند و خردتر شوند و شير و گوشت و پشم كمتر دارند و مرغان خايه كمتر كنند و گاو برزا نيرو كمتر دارند و اسب كارزارى بار كم 56 كشد و مردم بىهنرتر باشند و حامله بر زمين كمتر شوند پس چون اين نشانهاى ديدى چون قطرهء باران و ريگ بيابان از حد خراسان كوتاه مردى با لشكر بسيار در ايرانشهر دوارد و از بسيار بدى كه كند نيست شود و بسيارى رنج و سختى ( در شهر ) پديد آيد ، خنك آن روان كه در كالبد نيايد و از مادر نزايد وگر زايد ( زود ) بميرد تا نه بيند آن سهمگين روزگار و ويرانى كه در شهر ايران باشد و نبيند آن دشمنان بر خاندانهاى بزرگ چيره شوند چون عرب و ترك و رومى و ديگر دشمنان نه بينند و كام بد فعالان بر نيكمردان نه بينند و تاجوتخت و پادشاهى سرنگون شود ، بدفعلى و بىقولى و كشتن و خونها كه به بيداد بريزند و نه بينند وباهها و بيمارىها و ويرانى و قحط و نياز و مرگى كه در آن زمان باشد كه مردم اندر ايرانشهر از ده بهره بهرى نمانند كه از همه سختى و آلودگى زمانه به مرگ رسند و ديوچهرگان و كافر و خشم تخمگان و مردم انيران در ايران آيند 57 و خون بسيار كنند و بيدادى بسيار كنند و بر نيكان جوروستم بسيار كنند ، پس فرشتهء زمين بنالد و گويد كه بر نتوانم اين سختى و دشوارى زير به بالا باشم و مهر ايزد داور به فرياد رسد يعنى زمانه از بدى و ستمكارى اندك بهتر شود و درين ميانه اندكى عدلوانصاف پديدار آيد 58 و روزگار بهتر بباشد و قوت دين بباشد و عدلوانصاف در جهان آورند و كوشند و با اين زمانه پارسايان 59 تا پديدار آيد و ليكن بنماند و تمام نشود و ديگرباره بىحد و بىشمار تركان در ايرانشهردوارند يعنى بدى درآيند و اين ايرانشهر را ويران كنند و از بسيارى خون ريختن و حرب و آشوب و فتنه و از قحط خراب شود زمين ايران . VI RETPAHC 1 . پرسيد گشتاسپ از حكيم جاماسپ كه وباه گران چندبار باشد و قحط و نياز گران چندبار باشد و آب سياه چندبار باشد و طوفان چندبار باشد و كارزار عظيم چندبار باشد و برف سياه چندبار باشد و تگرگ سرخ چندبار باشد .